روانشناسی زرد شامل مفاهیم و تئوری‌هایی در مورد رفتار و زندگی ذهنی بشر است. روانشناسان زرد ادعا می‌کنند که گفته‌های آنها کاملا مبتنی بر علم روانشناسی است. اما در واقع، روانشناسی زرد و روانشناسی علمی، دو مقوله کاملا مجزا هستند. روانشناسی زرد به معنای نگاهی غیرعلمی و غیر تخصصی به پدیده‌ها و مفاهیم تخصصی و علمی است. روانشناسان زرد افرادی هستند که بدون عمیق شدن بر مشکلات روانشناختی، گفته‌های امیدوارکننده و عامیانه‌ای را به مخاطب تحویل می‌دهند و همین موضوع باعث می‌شود در ذهن مخاطب تاثیرپذیری بهتری داشته باشد و به عبارتی حس خوشایند کاذبی در او ایجاد کند.

روانشناسی زرد چگونه به وجود آمده است؟

روانشناسی زرد در اصل به دلیل ایجاد مسیری برای بقا و کسب درآمد شکل گرفته است. معمولا روان‌شناسانی که اعتقاد دارند امکان نفود به احساسات افراد را ندارند و یا کسب درآمد برای آنها در وهله اول قرار دارد، به روانشناسی زرد روی می‌آورند. این افراد غالبا قادر به تحلیل دقیق شرایط افراد نیستند و این عدم توانایی را با تنزل سطوح پیچیده تحلیل شخصیت به مفاهیم پیش‌پا افتاده پوشش می‌دهند. متاسفانه این شیوه در بین عامه مردم نیز طرفدارن زیادی دارد. این موضوع باعث می‌شود، روانشناسان زرد، شهرت و به تبع آن ثروت بیشتری کسب کنند. به این ترتیب روانشناسی زرد در جهان رشد بسیار زیادی داشته است.

روانشناسی زرد

سرابی از واقعیت

متاسفانه برخی از افراد هنوز اعتقاد دارند برای حل مشکلات‌شان می‌توانند به رمال‌ها و فال‌گیرها مراجعه کنند. با این حال این اعتقاد نسبت به گذشته بسیار کم رنگ‌تر شده و افراد زیادی می‌دانند که فال‌گیرها کاسب‌ها و کلاه‌بردارانی هستند که با چرب‌زبانی افراد را فریب می‌دهند. اما عمده این افراد به دلیل اینکه به دنبال راهی هستند تا انفعال و رفتارهای غیرمسئولانه خودشان را در زندگی توجیه کنند و واقعیت‌های زندگی خود را نادیده بگیرند، نادانسته به دنبال روانشناسان زرد می‌روند. غافل از اینکه روانشناسان زرد نمی‌توانند واقعیات زندگی را تحلیل کنند و همیشه به جای اینکه در ذهن مخاطب سوالی ایجاد کنند، بیشتر پاسخ ارائه می‌دهند و هیچ‌گاه شما را به تماشای واقعیت‌های تلخ زندگی و روابط‌تان، دعوت نمی‌کنند.

چگونه روانشناسان زرد را تشخیص دهیم؟

معمولا روانشناسان زرد نظریه‌های ثابتی را بیان می‌کنند. به همین دلیل اگر سخنرانی‌های چند سال قبل آنها را با حرف‌های امروزشان مقایسه کنید، تغییر خاصی پیدا نخواهید کرد. مگر اینکه روشهای جدیدتری برای کسب درآمد بیشتر پیدا کرده باشند. این در حالی است که علوم انسانی (در تمام زیرشاخه‌ها) هر روز ابعادی جدیدی از پیچیدگی‌‌های بشر را نمایان می‌کند و روش‌های نوینی را برای درمان و نحوه تشخیص بیماری‌ها معرفی می‌کند.

علم روانشناسی سعی می‌کند از طریق روش‌های علمی، رفتار و فرایندهای ذهنی انسان‌ها را مطالعه کند و آنها را به جواب درست سوق دهد. البته این کار امری زمان‌بر است. در مقابل روانشناسی زرد سعی می‌کند شما را خیلی زود به جواب برساند. به این ترتیب به آسانی به شما راهکار می‌دهد و می‌گوید رمز زندگی موفق را می‌شناسد.

البته روانشناسی زرد تنها مختص درمانگران فردی نیست. بسیاری از سخنرانی‌های تلویزیونی، رادیویی و توصیه‌های شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌های چاپی در رده محتوای روانشناسی زرد قرار می‌گیرند. این نوع محتوا به دلیل استفاده روز افزودن از شبکه‌های اجتماعی به شدت در حال گسترش است. در این شرایط افرادی که حتی ممکن است تحصیلات آکادمیک نیز نداشته باشند، با تولید ویدیوهای جذاب و ارائه گفته‌های امیدوار کننده و عمومی نظیر غلبه بر ژن‌های بد و دیگر مطالب اغوا کننده در حوزه احساساسات و عواطف، اقدام به ورود به این حوزه و انتشار محتوای روانشناسی زرد خواهند کرد.

کتابهای روانشناسی زرد

علاوه بر آن کتابهای بسیار تحت عناوینی نظیر خودیار، راه‌های موفقیت، روانشناسی امید، موضوعات انگیزشی، قانون جذب، راه‌های پولدار شدن و کتابهایی که بدون در نظر گرفتن شرایط، خلقیات و توانایی‌های شما راه‌هایی یکسان برای حل مشکلات و رویارویی با آنها ارائه می‌دهند، از این قبیل هستند و در دسته کتابهای روانشناسی زرد قرار می‌گیرند. هر چند ممکن است این کتابها به صورت ضمنی راهکارهای مناسبی نیز ارائه دهند، ولی لزوما اکثر قریب به اتفاق آنها علمی و قابل اجرا نیستند. متاسفانه استقبال خوانندگان از کتاب‌های زرد روانشناسی نشان می‌دهد که تب تند متقاضی‌ها، کنترل بازار را به دست گرفته و اکثر این کتاب‌ها چندین بار تجدید چاپ می‌شوند. کارگاه‌های آموزشی با عناوین دهن پر کن و مقاله‌های اینترنتی مختلف به خصوص تست‌های روانشناسی عامه پسند نظیر روانشناسی اسم، تاریخ تولد و … نیز می‌توانند در حوزه روانشناسی زرد قرار بگیرند.

روانشناسی زرد مثبت اندیشی

کاملا دور از روشها و یافته‌های علمی

در کل اکثر روانشناسان زرد مدعی هستند که می‌توانند با انجام چند تکنیک ساده، تحولات شگرفی در زندگی افراد ایجاد کنند و مشکلات گشوده ناشدنی آن‌ها را حل کنند. این افراد بدون اینکه ریشه‌ها و بنیاد‌های نظری علم روانشناسی را شناخته باشند و تنها با تکیه بر خواندن چند کتاب و به احتمال زیاد فن بیان قوی خود؛ حرف‌های عامیانه و نظرات مثبت‌اندیشانه را (مانند ارسال انرژی مثبت به کائنات) با چند نظریه و مفهوم روانشناسی آمیخته و تحویل هوادارانشان می‌دهند.

آن‌ها به جای استناد به روش‌ها و یافته‌های علمی، تجربیات شخصی خود و یا شنیده‌های دیگران را به عنوان راه حل مشکلات، به مخاطبان ارائه می‌کنند و سراب موفقیت را به آن‌ها نشان می‌دهند. البته گاهی ممکن است این شیوه برای برخی افراد با شرایط خاص و به‌صورت تصادفی نیز درست از آب دربیاید. معمولا این موارد (بر فرض حقیقت بودن آنها)، به عنوان مثال‌هایی برای توجیه علمی بودن روانشناسی زرد و در واقع زرد نبودن آنها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چه افرادی به روانشناسی زرد علاقه‌مندند؟

معمولا کسانی که دوست دارند با کمترین تلاش و خیلی زود به نتیجه‌های بزرگ برسند، از محتوای زرد روانشناسی استقبال می‌کنند و ترجیح می‌دهند راه اصلی درمان را دور بزنند که متاسفانه در تله محتواهای غیرعلمی گیر می‌افتند. در واقع موضوعاتی که در روانشناسی غیر علمی مطرح می‌شود، معمولا نیازهای روانشناختی افراد را دربر می‌گیرد. به همین دلیل عامه مردم از آنها استقبال می‌کنند. به این ترتیب به جای این که تلاش درستی برای تحقق آرزوهای‌شان کنند، در دام یک‌ سری الفاظ قرار می‌گیرند و سرانجام مایوس می‌شوند و آسیب می‌بینند. البته ممکن است یکی از دلایل جذب افراد به این جریان شبه روانشناسی، خدمات گران روانشناسی و روانپزشکی است که باعث شده بازار روانشناسی زرد داغ‌تر و داغ‌تر شود.

خواندن مثبت نگری سمی هم به شما پیشنهاد می‌شود.